تبليغاتX
بچه های آُسمان

هدف از طراحی این نرم افزار ثبت خوبی ها و بدی هایی که کاربر در در هر روز انجام داده ، جهت محاسبه نفس و ارزیابی رفتار خود می باشد . به کمک این نرم افزار کاربر قادر است تا ویژگی های و خصوصیات رفتاری دلخواه خود ( فضایل و رذایل اخلاقی ) را در نرم افزار مشخص نماید

و در هر روز به آن ویژگی و رفتار خود نمره دهد و یا تعداد تکرار آن رفتار را مشخص نماید تا از این طریق خود را به انجام خوبی ها عادت دهد و از بدی ها دور نماید و در هر روز از نفس خود حساب کشی کند . همچنین امکان مقایسه بصورت روزانه و هفتگی و ماهانه رفتار خود و پیشرفت و یا پسرفت خصوصیات اخلاقی فراهم می گردد . همچنین بعضی از دیون مثل حق الله و حق الناس را میتوان در نرم افزار ثبت نمود که در زمان مناسب ادای دین آن را به جا آورد بطور مثال با ثبت  ویژگی “قضا شدن نماز” در تاریخ و زمان مشخص می تواند در زمان مناسب ادای دین نماید و یا ویژگی “ضایع کردن حق الناس” را در صورت مرتکب شدن ، با ثبت آن و توضیحات لازم می تواند در زمان مناسب جبران نماید.

امکانات این نرم افزار :

·  امکان تعیین وضعیت هر خوبی و بدی انجام شده در روز  ( محاسبه نفس )

·  امکان تعیین توضیحات بیشتر برای هر خصوصیت اخلاقی در هر روز

·  امکان تعیین خصوصیات رفتاری خوب و بد توسط کاربر

·  امکان تعیین جریمه و پاداش و میزان امتیاز مثبت و منفی برای خصوصیات رفتاری خوب و بد

·  نمایش کارنامه اعمال کاربر بصورت روزانه – هفتگی – ماهانه و- سالانه

· امکان مقایسه و ارزشیابی بصورت روزانه – هفتگی – ماهانه و- سالانه

· امکان نمایش گزارش آماری از نمره  هر خصوصیت رفتاری

· امکان نمایش گزارش آماری از تعداد  جریمه و پاداش

· امکان تعیین پیام مناسب برای هر روز پس از محاسبه نفس با توجه به امتیاز کاربر در آن روز

· نمایش آماری و نموداری از امتیازات در روزهای مختلف ( امتیاز مثبت – امتیار منفی – تفاضل امتیاز )

· دریافت رمز عبور جهت اجرای نرم افزار برای حفظ اطلاعات ثبت شده توسط کاربر

. اجرا نرم افزار بدون نیاز به نصب (پرتابل)

نصب بدون NET Framework در صورتی که برنامه اجرا نشد ضروری می باشد.

نرم افزار بروز رسانی شد لطفا مجددا دریافت نمایید.

قابل اجرا در تمامی سیستم عامل ها

حجم فایل : ۸٫۰۲ مگابایت | لینک دانلود : مستقیم

روزی پیروان پیامبر نشسته‏اند.چون همیشه کنارخانه خدا، درحریم کعبه مقدس؛ مسجدالحرام اما دررواق بی‏پناهان… زیراخانه نیزدرتقسیم‏بندی قدرت ومکنت،جایگاههای مخصوص به خود راداردوبی‏کسان را اجازه نشستن درصدر مجالس و پایگاههای قرق – که مخصوص اشراف جاهلی است – نیست…
اگر قریش درحال حاضر نسبت به محمد وانجام کاراوباخونسردی نظاره می‏کند و خاموشانه در تمهید توطئه‏ای کارسازعلیه اواست،اما این بی‏کسان و گمراهانی راکه تنها به الله گرویده‏اند وبه تمامی بتهای زرین و سیمین سیصد وشصت گانه‏شان پشت کرده‏اند-هرجاکه بیایند-به موقع خودمطابق باشئون وحسب ومال ومنالشان خوب می‏مالندودک ودنده‏شان راخوردوخمیرمی‏کنندوتوده ‏ای خونین ومالین ازآنان به جای می‏گذارند

چنین روزی بی‏کسان و بی‏پناهان نوگرویده به محمد نشسته‏اند… نسیمی از بالای دامنه صبا در پرواز است و برپرده کعبه می‏آویزد..ناگاه درمیانشان کسی همچنان که به سوی دشمنان که آن دورترنشسته‏اندوغرق حماسه‏های جاهلی،ترنم اشعارهمیشگی،وتذکاروتکرارسبعه معلقه وقصه‏های اساطیری خویش،خوش‏اند اشاره‏ای می‏کندومی‏گوید:
- راستی این قریشیان تاکنون چیزی از قرآن، این گنجینه مجید و کتاب کریم و حمید ما شنیده‏اند؟ کسی به این پرسش این گونه پاسخ می‏دهد.
- نه تاکنون آشکارا هیچ چیز از کتاب حکیم ما نشنیده‏اند.
- اما در میان ما کیست که در برابرشان بایستد و قرآن را به بانگ بلند برایشان بخواند.
- هرکس چنین کاری کند می‏کشندش.
- من این کار را می‏کنم.
ناگاه تمامی‏شان سرهایشان را به سوی صاحب صدا می‏کنند. وی عبدالله بن مسعود است… مردی است جوان بسیار کوتاه قامت. نازک اندام. ریز جثه و نحیف و ضعیف…

حجم فایل : ۲۹۸ کیلوبایت | لینک دانلود : مستقیم

این همه تو اینترنت گشتی خوب این رو هم بخون!

(اگه زحمتی نیست)

پیام خادم شده در هیئت ثاراالله (ع)/

به نام خدا برای خدا

سلام بچه ها

من نمیدونم چرا ما اینهمه شهدای شهر خودمون شیراز رو دسته کم گرفتیم.

خدا رحمت کنه شهید محمد محسن روزیطلب رو ۱۳ ساله بود به بهونه بار هندونه رفت تو جبهه اینقدر خودش رو نشون داد که تو همین سنین رفت تو اطلاعات عملیات

خیلی جالبه ترکش میخورد نمیزاشت کسی بفهمه میگفت زنبور نیش زده خودش پانسمان میکرد.

روز تولدش هم که شد درست ۱۶ ساله شهید شد.

۲ تا داداشهای دیگش هم شهید شدند.

جشن تولد محمد محسن چی شد الان مردم چجور جشن تولد میگیرن؟

وقتی هم شهید شد چون دو تا داداش بزرگه که اونها هم شهید شدند به مادر گفته بودند وقتی ما شهید شدیم جزع و فزعت رو بزار برا امام حسین (ع) مادر زیارت عاشوراش رو که هر روز صبح میخوند تموم کرد ۲ رکعت نمازشم خودند بعد رفت عزاداری و تشییع جنازه.همه هم جونشون رو دوست دارن مخصوصا جون بچش رو اما طرز تفکر مادر شهید رو ببین که میدونه بچه اش تازه زنده شده (عند ربهم یرزقون)

.من فقط حرفم اینه جایی نریم که طرز تفکرمون رو خط خطیش کنند و بهش انحراف بدن.چقدر امام صادق (ع) زیبا فرمودند که هر کسی رو با همنشینش باید شناخت. نگیم بی اثره ها؟.خیلیهاشون به بر و بچه هایی که اهل هیئت و مسجدن میگن مغزتون رو شستشو دادن. حالا نه اینکه مغز خودش رو خودش شسته! آمریکا و اسراییل ترتیبش رو دادن.

قربون دستت یه نگاهی به حرف زدنش موش لباسش بکن ببین مال خودشه یا از یه جا دیگه اومده. نه اینکه آدم بدیه ها نه نه.طرز تفکر و نوع نگاه با بعضی از بر و بچه های دینی و اسلامی رو میگم در نزد خیلی از عوام.

اگه این اسمش شستشو هست پس بر و بچه های هیئت ثارالله پیش به سوی آب تنی!!!

همین.یا علی(ع)

۹۰/۷/۸

حاج احمد به من گفت: برادر عسکری تو به عنوان امین من توی بیمارستان. رسم امانت را به جا نیاوردی. مادر این بسیجی مجروح با یک دنیا آمد و آرزو پسرش را بزرگ کرده و به دست من و تو سپرده.

توی پاوه در محاصره ضد انقلاب بودیم . ده – پانزده نفر بودیم و تمام راه‌های اطراف پاوه تا کرمانشاه در تسلط ضد انقلاب بود. تا اینکه یک گروه بیست نفری توانستند خودشان را به ما برسانند. آنان به محض ورود گفتند: «قرار است پاوه را از محاصره نجات بدهیم.»

ما که از طرفی شاهد وضعیت وخیم شهر بودیم و از طرفی دیگر چند ماهی می‌شد که اطلاعات چندانی از وضعیت مملکت و نیرها نداشتیم سخت مشتاق بودیم تا سر از همه چیز درآوریم.
پرسیدیم: «حالا فرمانده شما کی هست. چه کسی می‌خواهد این کار را بکند؟»
گفتند: «اسمش برادر احمد است.»
پرسیدیم حالا این برادر احمد کدام یکی از شماهاست.

گفتند او قرار است بعدا بیاید. طی ده- دوازده روز بعد اینها آنقدر از برادر احمد خودشان تعریف و تمجید کردند که حسابی دل ما را آب کردند. آنقدر که مشتاق دیدن او شده بودیم، مشتاق شکستن محاصره پاوه نبودیم.

عملیات شکست حصر پاوه شروع شد. ما از داخل شروع به پاکسازی قدم به قدم ضد انقلاب کردیم و گروهی از سمت جوانرود. از دو طرف کارمان را ادامه دادیم تا به هم رسیدیم.
بچه‌ها از خوشحالی سر از پا نمی شناختند. توی همین هیرو بیر رفتم سراغ یکی از نیروهایی که از سمت جوانرود آمده بودند و از قبل می‌شناختمش . ازش پرسیدم: «این برادر احمد که می‌گن کدام است؟»
یکی را نشانم داد . خوب براندازش کردم. سپاهی قدبلند و سبزه‌رویی بود که یک کلاه آهنی بر سرش بود و باجملاتی تلگرافی و کوتاه، به این و آن دستور می‌داد. خدایی بگویم در نگاه ا ول به دلم نچسبید. توی دل گفتم:«ای بابا ما توی ذهن یک آدم یقور قوی هیکل با آن کت و کول و ریش تصور می‌کردیم اما این کجا و آن کجا.»

***

پریدیم پشت ماشین‌ها و روانه پاوه شدیم. برادر احمد هم با ماشین ما آمد. همان اول که سوار شد شروع کرد به آموزش و درس دادن به ما که دائم چپ و راست خودتان را نگاه کنید تا مفت کشته نشوید، و شهادت، تا خود را از روی غفلت به کشتن دادن تومانی هفت صنار تفاوت دارد.
تا آن موقع هیچ کس این جور مسائل ریز تردد در جاده را به ما گوشزد نکرده بود.
جلوتر، صدای شلیک گلوله شنیدم که ماشین‌ها زدند روی ترمز. همه ریختیم پایین. برادر احمد پرید پشت شانه خاکی جاده و نیروهای همراهش هم پخش شدند. دور و اطراف فقط من آن وسط مانده بودم گنگ و حیران.
خطر که رفع شد برادر احمد آمد طرفم و با لحنی آمیخته با عتاب پرسید: «کی به شما  آموزش داده؟»

گفتم یک دوره آموزش عمومی دیده‌ام. برادر احمد سری تکان داد و گفت: «نه این فایده ندارد. حرف‌های توی راه یادت رفته؟ انشاءالله خودم، رو به راهتان می‌کنم.»

اینجا بود که مهرش به دلم نشست. اما به خودم گفتم:« خدا رحم کند.»

***

خبر همه جا پیچیده بود که فرماندار جدید آمده. وقتی دیدمش دلم هری ریخت پایین. قیافه‌اش حسابی غلط انداز بود. آن هم با آن ریش پرفسوری. به خودم گفتم: «واویلا قیافه این آدم که از شش فرسخی داد می‌زد ضد انقلاب است. کی گفته این بابا فرماندار پاوه شود.»
دو سه روزی گذشت. چند نفری توی محوطه سپاه پاوه نشسته بودیم و داشتیم در مورد فرماندار مشکوک شهر صحبت می کردیم. حرف‌هامان که حسابی بالا گرفت برادر احمد را دیدم آمد طرفمان. تا رسید با عتاب گفت: «غیبت نکنید.»

گفتیم: «قیافه‌اش داد می‌زند که ضد انقلاب است.»

گفت: «نه او انسان وارسته‌ای است.»

از این حرفش حسابی تعجب کردیم. پرسیدیم شما چیزی می‌دانید که ما نمی‌دانیم.
نگاهش را از ما دزدید و همان طور که دور می شد،‌گفت: «هیچی، فقط فکر می‌کنم آدم خوبی باشد.»
بعدها فهمیدیم که این فرماندار ریش بزی هر روز به بهانه سخنرانی به روستاهای اطراف شهر که در قرق ضد انقلاب بود می‌رفته و از وضعیت آنان اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده است. بعدها که ضد انقلاب فهمید، ضرباتی که می‌خورد از کجاست. پیغام داد که اگر می‌دانستیم این فرماندار ریش بزی یک چنین اعجوبه‌ای است همان روز اول یک نوار فشنگ تو شکمش خالی می‌کردیم.
از زیباتبرین خاطرات آن روزها همین همکاری شیرین حاج احمد و شهید ناصر کاظمی بود.

***

هر بار که عملیات می‌کردیم تا یک ماه بیکار بودیم برادر احمد برای این اوقات برنامه‌ریزی کرده بود. می‌آمد توی جمع ما می‌نشست و هر بار یک بحث جدی عقیدتی را شروع می‌کرد. مثلا اینکه خدا وجود دارد یا نه. می‌گفت: «گیریم که من یک آدم ملحد. شما بیایید برای من وجود خدا را ثابت کنید.»
چه دردسر بدهم، بحث راه می‌انداخت که گاه تا سه چهار ساعت طول می‌کشید و بعضی وقت‌ها به مجادله بین بچه‌ها می‌انجامید. یک بار یادم است شهید رضا دستواره در بحث کم آورد. جوری به برادر احمد می‌توپید که فکر می‌کردم الان است که با او دست به یقه شود. حاج احمد که نقشش را خوب بازی می‌کرد. با همان جوش و خروش دم از الحاد می زد و داد و هوارشان ساختمان سپاه را روی سر ما می‌گذاشت.

***

قرار بود حاجی و بچه‌ها شام مهمان منزل ما باشن. حاجی شب قبلش به من گفت: «یادت باشه، شام فقط آبگوشت بار می گذارید.»
گفتم: «من حرفی ندارم، ولی بچه ها می آیند، خوب نیست شایدم بابام قبول نکند.»

گفت:‌«همین که گفتم. به پدرت هم بگو آبگوشت بار بگذارد.»

گفتم: «تو فرمانده منی، فرمانده بابام که نیستی.»

گفت: «تو برو این را که گفتم بهش بگو. او قبول می‌کند.»

آمدم و موضوع را به پدرم گفتم. پدرم گفت:« آخر بد است. تو می‌خواهی ده- بیست نفر را مهمان کنی خانه‌ات آن وقت به آنها آبگوشت می‌دهی؟»

گفتم: «آخر فرمانده‌ام ناراحت می‌شود. من مقیدم حرف او را گوش کنم.»

بالاخره کوتاه آمد. منتها چند جعبه نوشابه گرفت. گفتم:« آخه بابا آبگوشت با نوشابه جور درنمی‌آید.»

پدرم گفت: «حالا می‌آوریم سر سفره. شاید کسی آبگوشت دوست نداشت. گوشت خالی را بانوشابه خورد.»

فردا شبش مهمانان آمدند. برادر احمد دم در تا چشمش به جعبه نوشابه افتاد پرسید:« غذا چیه؟»

به خیالش چلوکباب گرفته‌ایم. چون جعبه‌های نوشابه را جلوی در چشیده بودیم گفتم: آبگوشت.

گفت: اگر غذا غیر این است من داخل نیام.

گفتم: خاطر جمع باش.

و قضیه را برایش تعریف کردم. گفت: پس این نوشابه‌ها را پخش نمی‌کنی.

بناچار گفتم: چشم.

سفره که پهن شد پدرم آمد نوشابه‌ها را بین بچه‌ها پخش کرد. بعدها برادر احمد سر قضیه همین نوشابه‌ها چندین بار سرزنشم کرد و اشکم را درآورد.

***

چند روزی رفته بودم مرخصی، وقتی برگشتم بیمارستان مریوان . هنوز اذان ظهر نشده بود. بچه‌ها داشتند ناهار می‌خوردند . من هم رفتم سر وقت غذا خوردن و بعد هم نماز.
هنوز یک ساعت از ورودم نگذشته بود که یکی از بچه‌ها آمد و گفت:« برادر احمد با تو کار دارد.»

توی دلم گفتم: ببین چقدر مهم شدی که هنوز یک ساعت از آمدنم نگذشته برادر احمد باهام کار دارد.

پرسیدم: حالا حاجی کجاست؟

گفت:‌دم در بخش بیمارستان ایستاده.

رفتم ببینم چه کارم دارد. دیدم با نگاه غضبناک دم در ایستاده است. می‌دانستم الان اگر کسی به او نزدیک شود کتک خوردنش برو برگرد ندارد. دیدم هوا پس است. عقب گرد کردم که تا مرا ندیده فلنگ را ببندم. دیر جنبیدم مرا دید و پرسید: کجا؟

فرار بی‌فایده بود. با ترس و لرز رفتم جلو. پرسید کجا بودی؟

گفتم: داشتم ناهار می‌خوردم.

دست انداخت خفتم را گرفت و کشان کشان همراه خودش برد داخل بخش. بدجوری عصبانی بود و داشت خفه‌ام می‌کرد.
رسیدیم بالای سر یکی از بسیجی‌های مجروح اهل شمال. هفده سالی داشت. برادر احمد به دست‌های او اشاره کرد و پرسید: روی دست این چیه.
دیدم باندهایش سرخ سرخ است گفتم: خون.

برادر احمد از مجروح پرسید: چه مدتی است که اینجایی؟

گفت: یک هفته

برادر احمد پرسید: توی این هفته چه طور باتو برخورد کردند.

گفت: هیچی، منو روی همین تخت به حال خودم گذاشته‌اند.

برادر احمد پرسید: چه طوری غذا می‌خوری؟

گفت: با همین دستهایم.

برادر احمد پرسید: گفتی دستهایم را بشویند؟

گفت: آره بهشون گفتم ولی کسی به حرفم گوش نداد.

بعد رو به من کرد و گفت:‌مگر من که روز اول تو را اینجا فرستادم نگفتم چه مسئولیتی داری؟

با هزار زحمت یقه ام را از چنگش خلاص کردم و عقب عقب رفتم فریاد کشید: بیا اینجا و الا بیمارستان را روی سرت خراب می‌کنم.
و ادامه داد: اینجا با یک کارشکن ضد انقلاب طرف نیستیم. اینجا یک خودی دارد ضربه می‌زند.

هوا حسابی پس بود گفتم: اینجا مدیریت و تشکیلاتی دارد یعنی که شما نباید از من سؤال کنید. بیمارستان مدیر دارد او باید به شما توضیح دهد.
تا این حرف را شنید گفت: این تشکیلات تو سرت بخورد.

دیدم دارد دنبال چیزی می‌گردد. در رفتم. حس کردم چیزی از بیخ گوشم رد شد. یک لحظه دیدم چنگال است که فرورفت تو دیوار. می‌دانستم اگر آنجا بمانم کتک مفصلی می‌خورم فرار کردم و رفتم خودم را توی یک اتاق قایم کردم.

***

چند ساعت بعد علی میرکیانی آمد به سراغم گفت: بیا بریم پیش حاجی.

گفتم: من جرات نمی‌کنم.

آنقدر گفت تا قانع شدم و رفتم. همان جلوی در گفتم بگذار توضیح بدهم. اگه منو بزنی نمی‌توانم که حرف بزنم.
حاج احمد شروع کرد به داد و فریاد که گفتم: بابا من تازه یک ساعت بود که از مرخصی آمده بودم.
این را که گفتم عصبانی‌تر شد بلند گفت: تو به جای اینکه اول بیای سربزنی به بیمارستان و به امورات آن مجروح‌ها برسی، رفتی نشستی پای بشقاب غذا و به کیف خودت می‌رسی؟
برایش هر چه بهانه آوردم گفت: من این چیزهاسرم نمی‌شد مدیر داخلی را بیار.
پرسیدم: چی کارش داری.

گفت: می‌خواهم اعدامش کنم. می‌کشمش.

دوباره ساعت ۹ شب رفتم پیش برادر  احمد. توی بیمارستان ولوله‌ای بود.عصبانیت او فروکش کرده بود گفتم: در خدمتیم.

شروع کرد به گله کردن و گفت: برادر عسکری تو به عنوان امین من توی بیمارستان. رسم امانت را به جا نیاوردی. مادر این بسیجی مجروح با یک دنیا آمد و آرزو پسرش را بزرگ کرده و به دست من و تو سپرده. نه برادر جان اگر بخواهی این جوری ادامه بدی کلاهت پس معرکه است.
می‌دانستم احمد قلبی دارد به صافی همه آب‌های زلال دنیا و این قدر دوست‌داشتنی که تا آخر عمر مزه کتک هایش زیر دندانم می‌ماند.

 *مجتبی عسکری

حجاب مصونیت است نه محدودیت

((جهت بزرگنمایی کلیک کنید.))

Hijab4 500x281 حجاب؛ مصونيت

متن سوال از مراجع عالیقدر چنین است: عده ای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامه ها و سخنرانیهایشان می‌گویند چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانند مانتو و کت و دامن با رنگ‌های متنوع جایگزین چادر مشکی شود آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا خیر؟

حضرت آیت الله خامنه ای

این صحبت صحیح نیست و بهترین نوع حجاب پوشش و چادر است و چادر سیاه هم بی اشکال است و کراهت ندارد.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

نظر مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عده ای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از عفاف که حافظ شخصیت و ارزش و متانت اوست دارند مع الاسف می خواهند این امر را اسلامی جلوه دهند در حالیکه اسلامی نیست.

مرحوم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباس‌هایی که جلب توجه کند حرام است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است کراهت آن ثابت نیست.

مرحوم حضرت آیت الله بهجت

زن با چادر بهتر می تواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد

 يكى از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براى اندام خويش است. بر اين اساس، لباس پوشيدن يكى از شؤون و ويژگى هاى انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و يارى دادن وى در حفظ عفت و شرم، در آراستگى و زيبايى آدمى نيز نقشى مهم ايفا مى كند و مى توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادى فرد و تعلق وى به فرهنگى خاص دانست. قرآن كريم ضمن نعمت و هديه خداوند خواندن لباس به كاركردهاى مختلف آن اشاره مى كند و مى فرمايد: «اى فرزندان آدم، براى شما لباسى فرو فرستاديم كه اندام شما را مى پوشاند و مايه زينت شما است و لباس تقوا بهتر است. اين از آيات خداوند است. باشد كه متذكر شده پند گيريد.» (1)

در اين راستا، پوشش اعضاى جنسى به دلايل گوناگون از اهميت بيش ترى برخوردار است. برابر متقن ترين كتاب آسمانى، قرآن و ديگر كتب مقدس، تاريخ رويكرد آدميان به پوشش از نخستين انسان ها يعنى حضرت آدم و حوا آغاز مى شود. در قرآن كريم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة؛ و آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشيدند، پوشش خود را از دست دادند [عورتشان آشكار گرديد] و به سرعت با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند.» (2)


 

در كتاب مقدس نيز مى خوانيم: «چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا. پس از ميوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند. پس برگ هاى انجير به هم دوخته، سترها براى خويشتن ساختند.... و خداوند، رخت ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد. (3)
بر اساس پژوهش ها، از آغاز پيدايش انسان، هر يك از زن و مرد كوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه كند. آدمى نخست با برگ درختان، سپس با پوست حيوانات و بعدها با دست بافت هاى خود، خويش را پوشاند. (4) تمام كسانى كه زندگى بشر و تحولات آن را ارزيابى كرده اند. بر اين تلاش تاكيد ورزيده اند؛ براى نمونه دكتر شيبانى در كتاب «تاريخ تمدن »، با اشاره به اين كه تمدن سومرى ها از نخستين تمدن هاى بشرى است، مى نويسد: «نخستين دسته اى از نژاد انسان كه در اين نواحى متمركز شدند و نخستين شهر حقيقى را بنا نهادند، سومرى ها بودند؛ و چون سرزمين آن ها بى اندازه حاصلخيز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت مى نمودند و به گله دارى و پرورش دام مى پرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده مى كردند. از پشم و كرك بز پارچه تهيه مى نمودند و از پارچه هاى كتانى كه به آن نام گاد، (gud) مى دادند، البسه (انواع لباس) درست مى كردند.» (5)
خوشبختانه با پيشرفت صنعت و دست يافتن به منابع و ابزار جديد، پوشش نيز از تغييرات تكاملى بهره مند گرديد و انسان به پوشاك مناسب تر دست يافت. نكته قابل توجه آن است كه اگر چه حيات آدميان از همان آغاز با «پوشش » پيوند خورده است، به دليل وجود نوعى احساس حياى طبيعى در جنس ماده، زنان در طول تاريخ در امر پوشش تلاش و جديت بيش تر از خود نشان داده اند. (6) دانشمندان، در مورد علت اشتياق و جديت بيش تر زنان، نظرهاى گوناگون ارائه داده اند؛ بسيارى ريشه اشتياق بيش تر زنان به پوشش را طبيعت آنان دانسته اند. دكتر فخرى، دانشمند فيزيولوژيست مصرى، در اين باره مى نويسد: نوعى احساس حيا در حيوانات وجود دارد؛ زيرا ميل به اختلاط جنسى در حيوانات به صورت ادوارى است؛ يعنى در مقاطع خاصى از زمان چنين ميلى وجود دارد و در مقاطع ديگر زمانى تمايلى به آميزش جنسى در آنان به چشم نمى خورد. در چنين مواقعى، آنان نوعى احساس حياى تناسلى دارند. بنابراين، ممكن است بگوييم اصل و مبدا احساس حيا، همان احساس طبيعى جنس ماده در مورد حيا است و به همين جهت، مى بينيم نوع احساس حيا در زنان از مردان قوى تر است. (7) ويل دورانت نيز مى گويد: «شرمگينى، خاص نوع انسان نيست و شباهت آشكارى دارد به كراهت حيوان ماده از جفت شدن در غير فصل جفت جويى يا خارج از حد معتاد آن. مسلما ريشه شرمگينى نيز از همين جا است.» (8)
در مقابل، ويليام جيمز، روان شناس معروف، حيا را امرى اكتسابى مى داند و مى نويسد: «زنان دريافتند كه دست و دلبازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند....» يكى از محققان سبب گرايش زنان به حيا را چنين توضيح داده است: «خوددارى از انبساط و امساك در بذل و بخشش، بهترين سلاح براى شكار مردان است... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بى آن كه بداند، حس مى كند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و دقت عالى خبر مى دهد.» (9) شوپنهاور نيز حياى زن را رهاورد پيمان پنهانى زنان براى افزايش ارزش و جذابيت خود و وادار ساختن مرد به جست و جو مى داند. (10)
طبق اين ديدگاه، حيا امرى غريزى نيست؛ به نوعى در نهاد زنان ريشه دارد و از سرشت خاص آنان بر مى خيزد.
به هر حال، به گواهى متون تاريخى، در ميان اكثر قريب به اتفاق ملتها و كشورهاى جهان حجاب زنان معمول بوده است. مؤرخان، به ندرت از اقوامى بدوى كه زنانشان داراى حجاب مناسب نبوده يا برهنه در اجتماع ظاهر مى شدند، نام مى برند. تعداد اين اقوام آن قدر اندك است كه در مقام مقايسه قابل ذكر نيستند. (11) از اين رو، مى توان نتيجه گرفت: در اقوام بدوى و غيرمتمدنى كه زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخى موانع، سبب جلوگيرى از بروز استعدادهاى طبيعى و فطرى زنان شده يا عواملى ناشناخته انحراف آنان از مسير فطرت را رقم زده است.
حجاب زنان در طول تاريخ، فراز و نشيب هاى بسيار ديده و در سايه فرهنگ ها و سليقه هاى حاكمان و متنفذان مذهبى تشديد يا تخفيف پذيرفته، ولى هماره تداوم يافته و هيچ گاه به طور كامل از ميان نرفته است. بسيارى از مؤرخان به گستردگى دامنه حجاب و رواج آن در بين زنان اشاره كرده اند. فريد وجدى با تصريح به قدمت حجاب، با استناد به دايرة المعارف لاروس، گزارشى مفصل از پوشاندن صورت و همه اندام ها توسط زنان يونانى و فنيقى ارائه مى دهد و از رواج حجاب در ميان زنان اسبرطا، سيبرى، آسياى صغير، فارس و عرب سخن مى گويد. (12)
ويل دورانت زنان بريتانياى جديد و جزيره برنئو را داراى حجاب كامل خوانده است. (13) راسل كيفيت حجاب در عصر ملكه ويكتوريا را شديد مى شمارد. (14) و مهدى قلى هدايت از رواج حجاب در چين سخن مى گويد. (15)
بدون آن كه تحت تاثير هيچ آموزه، فرمان يا تذكرى قرار گيرند، به وسيله برگ هاى درختان بهشتى به سرعت خود را پوشاندند - راز رويكرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته اند؛ زيرا اولا، نخستين انسان ها به طور فطرى به پوشش روى آورده اند. ثانيا، گزارش هاى موجود به خوبى اثبات مى كند كه حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور كامل رعايت مى شده و در بعضى از موارد با شدت و سختى همراه بوده است. ثالثا، اگر اكنون نيز به لباس ملى كشورهاى جهان بنگريم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبى در مى يابيم. آقاى «براون واشنايدر» در كتابى به نام «پوشاك اقوام مختلف » تصوير لباس هاى ملى و رايج كشورهاى مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بيستم را به تفصيل ارائه كرده است. نگاهى كوتاه به اين كتاب نشان مى دهد يهوديان، مسيحيان، اعراب، يونانيان، اهالى رم، آلمان، خاور نزديك و... حجاب را به طور كامل رعايت مى كردند و اكثرا سر خويش را نيز مى پوشاندند. برابر تصاوير اين كتاب، كاهش تدريجى حجاب زنان از نيمه دوم قرن هيجدهم در اروپا آغاز شد؛ ولى حتى تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاييان همچنان لباس بلند مى پوشيدند و سر را نيز مى پوشاندند. (16)
متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف كه عقيده، مذهب و شرايط جغرافيايى متفاوت داشتند، نيز نشان دهنده تمايل فطرى زنان به حجاب دانسته شده است. بسيارى از جامعه شناسان حجاب زن را مقتضاى طبيعى جامعه بشرى معرفى كرده اند. مونتسكيو مى نويسد: «قوانين طبيعت حكم مى كند زن خوددار باشد؛ زيرا مرد با تهور آفريده شده است و زن نيروى خوددارى بيش ترى دارد. بنابراين، تضاد بين آن ها را مى توان با حجاب از بين برد و بر اساس همين اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان بايد حيا و حجاب داشته باشند.» (17)
در نظر منتسكيو، از دست رفتن عفت زنان به قدرى نواقص و معايب پديد مى آورد و روح مردم را فاسد مى كند كه اگر كشورى بدان دچار گردد، در بدبختى هاى فراوان فرو مى رود. به خصوص در حكومت دموكراسى از دست رفتن عفت سبب بزرگ ترين بدبختى ها و مفاسد مى شود و اساس حكومت را از بين مى برد. بدين جهت، «در جمهورى نه تنها اخلاق فاسد بلكه تظاهر به فساد اخلاق و سبكى را نيز منع كرده اند؛ چه آن كه عشوه گرى و طنازى كه از بيكارى زن ها توليد مى شود، نتيجه اش آن است كه قبل از آن كه خود زن ها را فاسد كند، ديگران را فاسد مى نمايد.» (18)
با عنايت به تمايل فطرى زن و نقش حياتى پوشش زنان در كنترل و هدايت غرائز شهوانى در مسير صحيح و جلوگيرى از فساد و تباهى جامعه، پيامبران الاهى، هماهنگ با فطرت انسانى زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدين وسيله اشتياق درونى شان را با قوانين تشريعى استحكام بخشيدند. (19)
آرى، پروردگار جهانيان از يك سو گرايش به پوشش را در نهاد زنان به وديعت گذارد؛ از سوى ديگر، پوشاك را در لابه لاى نعمت هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت؛ و از سوى سوم «حجاب » را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستى «زن » در صدف پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهى نجات يابد. قرآن كريم برهنگى و كنارگذاشتن لباس را دام شيطان معرفى مى كند و انسان ها را از فروافتادن در چنين دامى بر حذر مى دارد: «اى فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را بفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از تنشان بيرون آورد تا عورتشان را به آن ها بنماياند. همانا شيطان و گروه وابسته به او، شما را از جايى [يا به گونه اى] مى بينند كه شما آن ها را نمى بينيد. ما شياطين را اوليا و دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى آورند.» (20)
از نظر تاريخى، شكل نوين بى حجابى از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمى صنعتى، به ويژه پس از جنگ جهانى دوم، به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادى زنان! كنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تكريم قرار گرفت؛ به گفته ويل دورانت، فيلسوف تمدن نگار غرب، كارخانه داران بزرگ براى استفاده از نيروى كار ارزان قيمت زنان و حضور آنان در محيط كار، تبليغات وسيعى را آغاز كردند و زنان نيز كه از حقيقت امر ناآگاه بودند، براى دست يافتن به حقوق از دست رفته خويش تلاش فراوان كرده، موجى جديد به وجود آوردند كه «نهضت زنان براى آزادى » ناميده شد و در باره ضرورت آن تبليغات وسيعى در مطبوعات انجام گرفت. (21) دامنه اين اقدامات كم كم كشورهاى اسلامى را نيز فرا گرفت. نخستين كشور اسلامى كه به صورت رسمى به كشف حجاب بانوان روى آورد، افغانستان بود. دومين كشور تركيه بود كه پس از سقوط دولت عثمانى، در سال 1313 منع حجاب در آن رسميت يافت. در ايران نيز رضاخان، در هفدهم دى ماه 1314، به صورت رسمى كشف حجاب را اجرا كرد.
پى نوشت:
1. اعراف (7): آيه 27.
2. اعراف (7): آيه 22.
3. تورات، سفر پيدايش، باب 3، آيات 6- 8 و 20 و 21.
4. ويل دورانت در صفحه 155 نخستين جلد تاريخ تمدن درباره پوشاك انسان و تاريخ صنعت بافندگى مى نويسد: از آن وقت كه انسان توانست سنجاق و سوزن را بسازد، به بافندگى پرداخت؛ و نيز مى توان گفت كه، از وقتى كه انسان بافندگى را آغاز كرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت؛ چون انسان تنها به اين خشنود نبود كه با پوست حيوانات خود را بپوشاند. با پشم گوسفند و الياف گياهان لباس هايى را براى خود تهيه كرد و همين لباس ساده است كه جامه رد هندى و شنل يونانى و لنگ مصرى قديم و ساير اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهاى مختلف تشكيل داده است. در اين هنگام است كه بافندگى از مهم ترين هنرهاى مخصوص زن گرديده است. دوك ها و ماسوره هايى كه در ميان عصر جديد به دست آمده، به خوبى نشان مى دهد كه صنعت عظيم بافندگى ريشه دورى دارد.
5. تاريخ تمدن، نظام الدين مجير شيبانى، ص 43.
6. المراة و فلسفة التناسليات، فخرى، ص 278، لذات فلسفه، ويل دورانت، ص 129.
7. المراة و فلسفة التناسليات، فخرى، ص 278 و 280 و 289.
8. لذات فلسفه، ويل دورانت، ترجمه عباس زرياب، ص 129.
9. همان، ص 129.
10. حسينى نجفى، ص 116.
11. النادر كالمعدوم؛ موارد كمياب همانند ناياب است.
12. دايرة المعارف فريدوجدى، ج 3، ص 336.
13. تاريخ تمدن، ج 1، ص 72.
14. زناشويى و اخلاق، ص 134.
15. خاطرات و خطرات، مهدى قلى هدايت، ص 405.
16. ر. ك. پوشاك اقوام مختلف، ترجمه يوسف كيوان شكوهى.
17. زن در آيينه تاريخ، على اكبر علويقى، ص 115.
18. روح القوانين، منتسكيو، ترجمه على اكبر مهتدى، ص 325.
19. براى تفصيل بيش تر به حجاب در اديان الاهى از نگارنده مراجعه مى شود.
20. اعراف (7): 27.
21. لذات فلسفه، ص 151.
نويسنده: على محمد - آشناني‏

● منبع: سایت - باشگاه اندیشه

مقدار حجاب زنان

س: زنان زيادى را ديده‌ام كه حجاب‌هاى متفاوتى دارند حال مى‌خواهم بدانم پوشش زنان چگونه بايد باشد؟
ج) زنان بجز صورت به مقدارى که شستن آن در وضو واجب است و دست‌ها از سر انگشتان تا مچ، بقيّه اعضاى بدن خود را بايد از نامحرم بپوشانند

یک روز رهبر چگونه میگذرد

در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبري منتشر شده است كه در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است كه در بخشی از این خاطرات در زير آورده مي شود. چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید.

در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند … اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است.

روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند … بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید.

ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند. ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.

بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه‌ آقا در كوه، عمامه همیشگی‌شان نیست وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین.

با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است. بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند.

 اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.

اذان که بگويند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود. اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود.

وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت. بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.

هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء.

 الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.» الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکي به‌تنهايي خطرناک است اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم.

تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است. فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است. اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.

ارسال مطلب : مهکی

منبع : جهان نیوز

داستان شیخ صدوق و حیوان با سخنرانی حجت الاسلام هاشمی نژاد با لینک مستقیم دریافت نمایید.

حجم فایل : ۳۵۳ کیلوبایت  | لینک دانلود : مستقیم


آیت‌الله سبحانی در جلسه تفسیر سوره منافقون در مجتمع آموزش عالی فقه افزود: از آیات این سوره مبارکه متوجه می‌شویم که یکی از وسایل شفاعت توسل به دعای نبی مکرم اسلام(ص) و توسل به ذات او است.

وی افزود: گاهی نوچه‌های وهابی به توسل ایراد می گیرند و می‌گویند باید یکسره سراغ خدا برویم. باید گفت آیا شما از قرآن بهتر بلد هستید، چون سراغ قرآن که می‌رویم می‌فرماید توسل یکی از راه‌هاست و وهابیون بدون مراجعه به قرآن پیش داوری و شریعت‌سازی می‌کنند.

وی اظهارکرد: طرق مغفرت متعدد است، ما ابتدا به سراغ خداوند می‌رویم اما استجابت برخی دعاها نیازمند قابلیت است که در نزد پیامبر(ص) و ائمه(ع) است و ما به آنان متوسل می‌شویم.

این مرجع تقلید با بیان این‌که «شبهه دیگر این است که پیامبر(ص) در دوران حیات می‌توانسته است شفاعت کند اما بعد از حیات این موضوع منتفی است» بیان کرد: همین وهابیون که مدعی این موضوع هستند تا چندی قبل بر روی قبر پیامبر(ص) آیه پنجم سوره مبارکه منافقون وجود داشت که وهابیون آن را سیاه کرده‌اند تا خوانده نشود.

وی با اشاره به سابقه توسل به نبی برای استغفار به ماجرای یعقوب(ع) و فرزندانش اشاره و تصریح کرد: آنان وقتی کارشان برملا شد از پدرشان خواستند تا برای آنان استغفار کند.

وی در بخش دیگری از سخنانش به توصیف ویژگی های منافقان پرداخت و بیان کرد: زیبایی ظاهری و کلامی از جمله ویژگی‌های منافقین است آنان در زمان پیامبر(ص) دارای هیکلی زیبا و قدکشیده بودند.

این مفسر قرآن با اشاره به شیرین زبانی آنان ادامه داد: الان فرقه ضاله بهائیت شیرین زبانی می‌کنند و کلاس‌هایی برای مجادله می‌گذارند تا بیاموزند چگونه با پیروان ادیان برخورد کنند.

وی تشبیه منافقون به چوب‌های خشکی که نمی‌فهمند و فریفته عقیده خود هستند را از دیگر ویژگی های این گروه دانست و ادامه داد: قرآن در بیان ویژگی آنان این ویژگی را اضافه می‌کند که هر صدایی را که می‌شنوند خیال می‌کنند علیه آنان بلند شده است.

وی تاکید کرد: ضرر منافقون از کفار بیشتر است؛ زیرا مردم درباره منافق تصور خوبی دارند و بیشتر به او اعتماد می‌کنند اما آن‌ها در دل نفاق دارند.

این مرجع تقلید ادامه داد: قرآن استغفار برای منافقان را جایز نمی‌داند و می‌فرماید که ای پیامبر(ص) اگر ۷۰ بار هم برای آنان استغفار کنی باز هم مستجاب نمی‌شود زیرا آنان فاسق‌اند و از دین خارج شده‌اند.

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)

این نرم افزار جهت نمایش آیات قرآنی با فاصله زمانی مشخص طراحی شده است . با کمک این برنامه می توان راحت تر آیات دلخواه خود را حفظ نمود . همچنین امکان تعیین موضوع برای آیات وجود دارد بطور مثال کاربری علاقه مند است تا آیات مربوط به احترام به والدین را مشاهده و حفظ نماید که به کمک این برنامه این کار به راحتی انجام می شود.
این نرم افزار برای کاربرانی که زمان زیادی از وقت خود را با کامپیوتر میگذرانند بسیار مفید خواهد بود.این نرم افزار شامل امکانات زیر می باشد :

۱- امکان نمایش آیات دلخواه قرآنی با فاصله زمانی مشخص در کنار دسکتاپ

۲- امکان تعیین ترجمه فارسی و انگلیسی آیات توسط کاربر

۳- امکان تعیین فایل صوتی عربی – فارسی و انگلیسی آیات توسط کاربر جهت پخش

۴- امکان تعیین موضوع برای آیات توسط کاربر جهت دسته بندی و مدیریت بهتر آیات

۵- امکان تعیین آیات حفظ شده توسط کاربر جهت دسته بندی و مدیریت بهتر آیات

۶-نمایش مشخصات هر آیه مثل شماره جزء – حزب و سجده دار بودن

حجم فایل : ۱۰٫۶۶ مگابایت | لینک دانلود : مستقیم

سلام با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما امروز یک نرم افزار موبایل خوب و مناسب و جدید قرآنی را برای شما آماده کردم که سه زبانه است و دارای تفسیر روایی برهان و ترجمه و ترتیل و فونت و گرافیک بسیار زیبا است که پیشنهاد میکنم دریافت کنید و در این روزها استفاده کنید.

پوشه فایل صوتی نرم افزار در هاست اختصاصی آپلود شد و قرار گرفت به همراه آموزش

ویژگیهای این نسخه :
- امکان جستجو در متن قرآن و جستجو در متن تفسیر
- امکان یاداشت نویسی در کنار آیه دلخواه
- امکان نشانه گذاری متعدد
- انتخاب تکرار تلاوت
- انتخاب اندازه قلم
- دسترسی به جزء مورد نظر
- دستیابی به آخرین مطالعه
- امکان ارسال آیه انتخاب شده با پیامک
- گرافیک زیبا و کاربری آسان

new Quran java نرم افزار کاربردی و جدید قرآن کریم

پیش نمایش داخلی نرم افزار : جهت مشاهده در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید

new Quran java preview نرم افزار کاربردی و جدید قرآن کریم

 

بزودی تفاسیر دیگر فارسی برای این نرم افزار از سوی سازنده آن مبین موبایل ارائه خواهد شد

دانلود فایل صوتی حجم: ۶۴ مگابایت

ابتدا فایل را دانلود کرده سپس پوشه SamaQuran را در کارت حافظه گوشی خود بریزید و از داخل تنظیمات نرم افزار فراخوانی کنید

- دریافت فایل (لینک مستقیم)

حجم: ۶٫۶۰ مگابایت

بها: یک صلوات

سلام؛ کتاب موبایل ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق را (البته نسخه برگزیده) امروز آماده کردم که امیدوارم دریافت کنید و مورد استفاده قرار بگیره."

 

mobook savab eghab کتاب موبایل ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

دریافت فایل (لینک مستقیم)

حجم: ۲۱۲ کیلوبایت

دعاهی هر روز ماه مبارک رمضان را دانلود بفرمایید

دانلود با حجم 2.61 مگابایت

دانلود نرم افزار برای زوج های جوان

دانلود نرم افزار برای زوج های جوان



نرم افزار نیش ها و نوش ها
مجموعه‌ای از هشدارهای روان‌شناختي براي زندگي شيرين و بي دغدغه

نرم افزار «نيش‌ها و نوش‌ها» ، مجموعه‌ای از هشدارهای روان‌شناختي به همراه معرفي نکات مهم و کليدي برای يك «زندگی عاقلانه و شادمانه» در قالب كتاب، سايت و نرم افزار است.
اين نرم افزار عمدتاً بر مبناي مشاوره هاي واقعي و مشاهدات عيني تعبيه شده ، و به «مشکلات و چالشهاي جوانان در سنين بلوغ» ، «آمادگي براي زندگي مشترک» ، «مشکلات دوران خواستگاري ، نامزدي و ازدواج» ، «مشکلات پس از ازدواج و آداب بهتر زيستن» ، «سوء استفاده ها و خيانتهاي طرفين در زندگي مشترک» ، «مشکلات ازدواجهاي مدت دار و يا اختلافات سنين» و ... در قالبي بسيار زيبا و با لحني شيرين پرداخته است.
و براي اولين بار در اينترنت توسط انجمن گفتگوي ديني وابسته به مرکز ملي پاسخگويي به صورت رايگان عرضه مي گردد.
همچنين به دليل استفاده از منابع غني علمي و آموزشي در آن به
دانشجويان رشته روان شناسي، مشاوران و مراكز مشاوره و تربيت مربي نيز توصيه مي‌شود.

اين نرم افزار به سهم خود خواسته باری از دوش‌ها بر دارد و نهايت سعي خود را مبذول داشته است و مشكلات مانند زخم عميقی است كه با مرهم اين نرم افزار التيام نمی يابد اما کسب آگاهي و افزايش شناخت بي شك به قدر خود می تواند طعم زندگی شيرين را به ما بچشاند.

بخش‌هاي اصلي نرم افزار

1- مصرع اول( خانم ها): شامل نكات و هشدارهاي روان شناختي برای زنان و دختران نوجوان و جوان است.دراین بخش 103 هشدار در 6 قسمت ازدواج تاریخ دار ،
ازدواج ، دام ها ، گوناگون ، زندگی زناشویی و مشکلات بیوه زنان ارائه شده است.

2- مصرع دوم(آقايان): شامل نكات و هشدارهاي روان شناختي براي مردان و پسران نوجوان و جوان است.در این بخش61 هشدار در 4 قسمت
ازدواج ،خانواده ، قبل از ازدواج و گناه ارائه شده است.

3- بيت كامل( خانواده): شامل نكات تربيتي و هشداری های روان شناختي مشترک برای زنها و شوهرهاست.در این بخش70 هشدار در 4 قسمت
ارتباط زن و شوهر ،تربیت فرزند ،قبل و حین ازدواج و آیین بهتر زیستن ارائه گرديده است.

4- معرفي كتاب: در اين بخش به معرفی 1700 جلد کتاب در 8 بخش
جوان و نوجوان ،مطالعه روشمند ، همسران ، بانوان ، ازدواج ، تربیت فرزند ،زندگی روشمند ،اختلالات روانشناختی پرداخته شده است.

5- معرفي سايت : معرفی 1000 سایت در دو سطح عمومی و تخصصی


6-
نرم افزار: معرفی بیش از 200 نرم افزار و سی دی که در 10 بخش طبقه بندي شده است.


7- مشاوره تلفني: در اين بخش فرق بين سه مفهوم راهنمايي، مشاوره و روان درماني بيان شده و مرزها، امتيازات، محدوديت‌ها ، هزينه هاو... مشاوره تلفني را نشان داده شده است.از نکات جالب توجه اين بخش معرفی مراکز مشاوره تلفنی کشورهمراه با تلفن و توضیحات کامل مي باشد.

8 - معرفي مراکز پاسخگو و توليدات رايگان : در اين بخش به معرفي مرکز ملي پاسخگويي و ساير مراکز پاسخگويي معتبر در زمينه مسائل ديني و ... به همراه ارائه نرم افزارها و توليدات رايگان پرداخته شده است.

در پايان با توجه به اينکه هيچ اثر نرم افزاري خالي از نقص و اشتباهات نيست خواهشمنديم با ارائه نظرات ارزشمند خود ما را در هرچه بهتر ساختن اين گونه توليدات همراهي بفرماييد.
همچنين
جهت حمايت از زحمات همه کساني که خالصانه وقت و انرژي خود را صرف هدايت افکار عمومي و رسيدن به زندگي سالم در ذيل آموزه هاي ديني و اعتقادي مي نمايند ، در انتشار اين نرم افزار سهيم باشيد.

پل ارتباطي :
nashriat@askdin.com




تذکرات مهم
1- نرم افزار را بعد از دانلود از حالت فشرده خارج کنید.
2-صوت نرم افزار را بعد از دانلود در کنار نرم افزار قرار دهید(هر دو را در یک پوشه قرار دهید).



نرم افزار پاسخ به شبهات و سوالات برگزيده ماه محرم



انجمن گفتگوي ديني

در اين نرم افزار به حدود 40 شبهه و سوال پيرامون ماه محرم و حضرت امام حسين(ع) پاسخ داده شده است . سوالات اين نرم افزار در پنج بخش «تاريخ و سيره» ، «اخلاقي، تربيتي، عرفاني» ، «کلام و اعتقادات» ، «قرآن و حديث» و «فقه و احکام» طبقه بندي شده اند.
از امکانات ديگر اين نرم افزار پخش آنلاين حرمهاي مطهر ائمه اطهار(ع) حتي با اينترنتهاي خانگي مي باشد.
همچنين براي اين نرم افزار مسابقه اي به همراه هدايا و جوايزي در نظر گرفته شده است.

توضيحات :
1 ) اين نرم افزار نيازي به نصب ندارد .
2 ) براي راحتي دانلود و همچنين سرعت بهتر اجراي نرم افزار ، فايل صوتي زيباي «کجا رفتي...» با صداي «محمد اصفهاني» ، جدا از نرم افزار قرار گرفته است.
3 ) در صورتيکه تمايل داريد از صوت اين نرم افزار استفاده ببريد، پس از دريافت فايل صوتي ، آن را در محلي که نرم افزار را کپي کرده ايد قرار دهيد.

منبع سوالات : سايت پاسخگو
تدوين سوالات : سرکار سوگند
آماده سازي متون براي نرم افزار + مسابقه : سرکار سليلة الزهرا
طراحي صفحات گرافيکي نرم افزار : سرکار mobintarh
برنامه نويسي و آماده سازي نرم افزار : گل ليـــــــــلا

در پايان از همه شما عزيزان در اين ايام التماس دعاي خير داريم.


دريافت نرم افزار حجم 2.82 مگا بايت
دريافت صوت نرم افزار حجم 809 کيلو بايت

شرکت در مسابقه پاسخ به شبهات محرم

و اين بار نثار گل روي زيباي مهدي فاطمه(س)



حاوي بيش از 60 مقاله در مورد تولد ،زندگينامه ، غيبت ، ظهور و مسائل بعد از ظهور امام زمان(عج)
حدود 30 پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان و شبهات مطرح شده
مناظرات و سوالات پيرامون امام زمان(عج) و مهدويت در انجمن گفتگوي ديني
مقالات مهدي شناسي و نحوه برگزاري جشنهاي شعبانيه
پيامك و اشعار مهدوي
نواي صوتي و تصويري انتظار شامل مولودي ،كليپهاي زيبا و ناله هاي فراق
70 حكايت خواندني از تشرفات و توسلات و ره يافتگان به ساحت مقدس امام زمان(عج)
معرفي سايتهاي مهدوي با اينترانت رايگان
معرفي و دانلود كتابهاي مهدويت
13 نرم افزار تلفن همراه پيرامون امام عصر(عج) و ...

اين مجموعه با حجم كم براي رايانه تهيه شده و به صورت پرتابل(بدون نياز به نصب) مي باشد.
اميدوارم استفاده كافي را برده و ما را از دعاي خير خود فراموش نفرماييد.
در اينجا نام همه دوستاني كه ما رو در طراحي اين نرم افزار ياري نمودند ذكر نموده ايم.
التماس دعا




با ذکر صلوات دانلود نماييد...

داناـــــــــــــــــــــ ود


كتاب مالتي مدياي جديد اسك دين ₪₪ سوگنامه علي(ع) ₪₪ حتما ببينيد





واقعا اميرمؤمنان چقدر مظلوم است ؛ تمام زندگی او پر از
رنج و اندوه و مصيبت بود.نمی دانم علی (ع) و فرزندانش چگونه
آن همه مصايب را تحمل كردند.در عالم مظلوم تر از علی كسی نبود.
آيا می توان مظلوميت علی (ع) را به سادگی بر زبان آورد. يا با قلم
توصيف كرد، حتی تجسم دور نماى زندگی پر درد آن حضرت
هر دلی را می سوزاند و هر چشمی را اشكبار خواهد كرد.
اين كتاب شمه اى از مصايب و رنجهايی را كه علی (ع) در زمان حيات
و دوران كوتاه خلافتش تحمل نموده است ، بازگو می كند.


با عرض تسلیت ایام شهادت مولا علی (ع)
کتاب اجرایی سوگنامه امام علی (ع)
تقدیم همه شما عزیزان می شود
این کتاب شامل

فصل اول على (ع) در سوگ پدر و مادر و فرزندان

فصل دوم على (ع) در سوگ رسول خدا (ص)

فصل سوم مصايب بعد از رحلت رسول اكرم (ص)

فصل چهارم على (ع) در سوگ فاطمه زهرا (س)

فصل پنجم شهادت على (ع)



دانلود با حجم 2.19 مگابایت


این اثر به صورت کتاب مالتی مدیا بوده و احتیاجی به نصب ندارد
بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا امیر المؤمنین علیه السلام

بحمد الله در پی تلاش های زیادی که مدیر محترم سایت اسک دین و سایر مدیران گرامی ، کارشناسان ، همکاران و کاربران محترم سایت انجام دادند فایل مصطلحات فقهی به زبان ساده آماده ارائه به شما بزرگواران شده است .


جا دارد در اینجا از تلاش های فوق العاده سرکار روشنای بزرگوار که در این جهت زحمات زیادی را متقبل شده اند تشکر ویژه ای کنیم و برای ایشان آرزوی توفیقات روزافزون نماییم .


فایل به صورت pdf میباشد که میتوانید آنرا از داخل فایل فشرده خارج نمایید.


التماس دعا

پیروز و موفق باشید


بر اساس قانون جرایم رایانه ای ، هرگونه کپی برداری از مطالب این وب ، غیر قانونی می باشد و پی گرد قانونی دارد!
تمامی حقوق مادی و معنوی " بچه های آُسمان " برای " بچه های هیئت " محفوظ است!
طرّاحی قالب: شیعه تم